سلام
اول : سعید نامه ؛
یادمه چند وقت پیش با خوندن یه نوشته از گفته های یه سعید ( حجاریان ) که تو روزنامه ی یاس نو ( سابق ) خونده بودم تصمیم گرفتم مطالبی تحت عنوان سعید نامه بنویسم خوب ؛ اولین قسمت سعید نامه « داستان محسن و سعید » شد که لینکش بین « چند خط عادی دیگه » ، همین بغله ( بود ! ) و دومین قسمتشم شد توضیح در باره ی قسمت اول !
اما هیچ وقت نتونستم وارد بحث اصلی سعید نامه بشم شایدم هیچ وقت نشم راستش باید بیشتر در موردش فکر کنم که اصلا لزومی داره پرداختن به بحث اصلی که تو ذهنمه یا نه
ولی خوب ؛ گاهی پیش میاد که دلم می خواد اون چیزیایی رو که به موضوع سعیدنامه مربوط می شه بنویسم تا حالا نتونستم یا نخواستم یا ترسیدم (!) یا ... لیکن این بار نمی تونم ننویسم
پس ببخشین اگه جالب نیست
دوم : شمر فحاش ! ؛
تو چند روز گذشته عده ای از وبلاگ نویسا با کامنتای عجیبی روبه رو شدن که بدون هیچ مقدمه و دلیل منطقی یه سری فحشای رکیکو نثارشون می کرد! خوب ؛ این حقیرم از اون نعمت بی بهره نموند و کامنتی محبت آمیز نصیبش شد . وقتی به وبلاگ نویسنده ی اون کامنت رفتم دیدم طرف نوشته که اون کامنتا رو دیگران به اسم من گذاشتن و کار من نبوده !!!
این که توسط یه کامنت به من بی احترامی شده زیاد مهم نیست چون تو این مملکت بی حرمتیهایی هر روز می بینیم که چند تا فحش چارواداری پیشش هیچن
اما این که چه هدفی پشت این قضیه هست کمی مرموزه
اولین چیزی که به ذهن یه وبلاگ نویس عادی مثل این حقیر می رسه اینه که طرف می خواسته با این کار عده زیادی از وبلاگ نویسا رو به وبلاگ خودش بکشونه و اونجا هم بزنه زیرش و کم کم با بعضیاشون دوست بشه و وبلاگشو معروف کنه
سوم : داداش ِ حاتم ؛
شاید بین ایرونیا کسی نباشه که اسم حاتم طاعی به گوشش نخورده باشه اما آقا داداشش چی ؟ می گن داداش حاتم (تا اونجا که من یادم مونده داداش حاتم بوده) می ره تو سرچشمه ی چشمه ی زمزم ( روم به دیفار ! ) ادرار می کنه !!! می گیرن و می بندن و می زنن و می پرسن چرا ؟؟؟؟؟؟؟ می گه آخه دیدم داداشم خیلی معروفه ولی کسی منو نمی شناسه خواستم یه اسمیم از من تو خاطره ها بمونه !
چهارم : سعید ؛
یکی از دلایلی که باعث شد نتونم سعیدنامه رو ادامه بدم این بود که دوستای بسیاربسیار خوبی دارم که اسمشون سعیده و ترسیدم بهشون بربخوره اما همین جا اعلام می کنم که منظور من از سعید ، نام شخص نیست بلکه منظورم یه تیپ از هموطنای عزیزمونه تو این چند سال چند تا از سعیدای ایرونی خونگرم حوادثیو باعث شدن که من تصمیم گرفتم عنوان این تیپو بذارم سعید مثل سعید حنایی یا سعید حجاریان یا سعید عسگر یا سعید امامی یا سعید مرتضوی یا ...
البته مسلمه که همه ی اونا با هم شباهت ندارن و قرار دادن اسم اونا در کنار هم به این معنی نیست که ماهیتا مثل همن اما اونا تو چند جنبه ، با هم اشتراکاتی داشتن مهمترینش ایرونی بودنه بعد سعید بودن بعد خبرساز بودن بعد تاثیر گذار بودن بعد ... بعدا می گم
پنجم : فحش ؛
خوب تو وبلاگ اون آقای فحاش فکر می کنین چی بود که دوست همه برن و بخوننش یه سری فحش و اهانت به امام حسین و اجدادش و اعقابش و دوستدارا و پیروانش و یه طرفداری ظاهری از شمر همین واقعا چیز قابل ذکر دیگه ای توش به چشم نمی خورد
خوب ؛
این که یه ایرونی بخواد بیاد و یه همچین وبلاگیو راه بندازه که فقط و فقط به امام حسین ناسزا بگه کمی عجیب به نظر می رسه آخه اگه کسی به امام حسین اعتقادی نداره با فحش دادن به او چه نتیجه ای به دست میاره ؟ با طرفداری از قاتل او چه حاصلی به دست میاره ؟ اصلا کسی که چنین طرز فکری داره لابد معتقده که امام حسین مال هزار و سیصد چهارصد سال پیش بوده و باید فراموش بشه و از زندگی ِ روزمره مردم و ذهن و فکرشون پاک بشه دیگه پس چرا بیاد و بحش فحش بده ؟ خوب میاد با بحث و منطق سعی می کنه که به همه بقبولونه که امام حسین انسان خوبی نبوده و نباید دوستش داشت و ازش درس گرفت! یا اینکه او خوب یا بد تموم شده و باید ازش دست کشید !!! یا اینکه این ادا و اطوارای افراطی که امروز به نام طرفداری از او می شه به زیان ملته و باید این کارا رو متوقف کرد یا اینکه باید جلوی سو ء استفاده از احساسات مردمو گرفت و نگذاشت که مردم به خاطر علاقشون به او به اشخاص ثالث سواری بدن یا اینکه ... یا ...
ششم : پیاده نظام شجاع و فداکار ؛
1) نمی دونم کسی هست یا نه که ماجرای کارناوال عصر عاشورا به گوشش نخورده باشه ؟ می گن تو اون روز خاص تعدادی از جوونای مومن و متعهد که عاشق امام حسین و اسلام بودن برای رضای خدا اومدن یه کارناوال شادی به راه انداختن !!! چرا؟ چون فکر می کردن نتیجه ی این کارشون دفاع از دینه !
2) تو قضیه ی کوی دانشگاه که کم کم داره اصل موضوع حدوثش زیر سوال می ره دیدیم که روز اول تموم مسئولین حکومتی ابراز انزجار و ناراحتی و تاسف و تالم کردن از این که با شعار یاحسین دانشجوی بی گناهیو از پنجره بندازن بیرون
اما با گذشت مدت کوتاهی دانشجویان مظلومی که کتک خورده بودن و آسیب دیده بودن به دست افراد مرموزی که وجود یا عدم وجودشونم هنوز زیر سواله (!) تحریک شدن که به خیابونا بریزن و به جای تحصن تو کوی دانشگاه و درخواست مجازات متجاوز ، بیان و شعارایی بدن که دست همه رو برای برخورد با خودشون باز بذارن و ورقو به نفع مخالفاشون برگردونن و کار به اینجا برسه که رسیده واقعا اون کسانی که دانشجوها رو تشویق به قیام کردن کیا بودن ؟
3) صدام در ابتدای دهه ی نود ِ هزاره ی دوم به کویت حمله کرد مسلما صدام کسی نبود که بدون چراغ سبز ابرقدرتها چنین کاریو بکنه اما نتیجه ی این عمل او این بود که آمریکا بتونه به عراق لشکرکشی کنه و تو خلیج فارس ِ بعد از جنگ هشت ساله برای خودش مجوز حضور پیدا کنه
4) طالبان و بن لادن و القاعده با این وحشی گریهایی که به نام اسلام و مسلمین از خودشون بروز دادن و می دن مجوز لازم برای حمله ی آمریکا به افغانستان و بعدشم عراق و بعدشم خدا می دونه کجای دیگه رو صادر کردن و می کنن
5) ...
هفتم : وبلاگ نویسای کافر !!! :
ما ایرونیا علاقه ی زیادی به برخورد و مخالفت با هر چی ز تازه و ناشناخته داریم اینترنتم برای اکثر ما ایرونیا چیز نو و ناشناخته ایه پس باید به هر طریق ممکن و به هر بهانه ی ممکن باهاش برخورد کنیم
تو این میون ممکنه بشه آقا سعیدای شجاع و فداکاریو پیدا کرد که راضی بشن به هر قیمتی شده بهونه ی لازمو برای برخورد با کافرای وبلاگ نویس فراهم کنن
نشون دادن یه وبلاگ سراسر توهین و فحش و ناسزا نسبت به امامی که اکثر ایرونیا دوسش دارن و دفاع از شمر ؟؟؟؟!!!!!!! می تونه توجیه گر خوبی باشه واسه برخورد با وبلاگ و وبلاگ نویسی
سربلند بمونیم و ایرونی
|